![]() |
![]() |
|
|
بعد از 5 ماه...برگشتم...چون...دلم هنوز سیاهه...اما فقط دل من نیست...دل خیلیا سیاهه...این شعرو بخون متوجه میشی... اینجا ایرانه ؛ یه گربه ی هفت هزار ساله / که زندس تا وقتی که نفت خام داره اینجا چار فصله ؛ ولی تو دل مردمش / فقط برف زمستونو سرمایه داره اینجا آینه ها تورو به تو نشون نمیدن / ببین گربه منو به کجا کشونده ؛ میگم مردم همه توی رویاهاشون قدم میزنن / تقدیرو واسه همدیگه رقم میزنن اینجا چوبه ی داره تنبیه انحراف / کشته ی تظاهره معنی احترام اینجا آبرو سیلیه تو دست بچته / چیزی که دستتو بگیره دست حسرته اینجا دین من توجیه کثافت کاریه منه / تو یه مجرمی و حکم اسارت داری به تنت چی دوست داری بشنوی از این بشر؟ / خواهر روسری سرت کن که من تحریک نشم اینجا سطر اول نماز پست و مقامه / علم و تجربه رو از بین برده روابط اینجا ریش بزا؛یقه ببند؛کارت رو قلتکه / خنجرو غلاف کن بشو وارد تو مهلکه اینجا گفتن حقیقتم جواز نداره / انقدر مشکل داری که واست حواس نزاره اینجا بچه ی ده ساله قمه به دسته / مرض غرب زدگیه حالا زده به نسلت اینجا خاک اژداد منه ؛ایران من / داره هرروز بازم میشه ویرانه تر / چرا عادت داری بالاسرت شلاق باشه / وقتی ستاره ای نداری تو شبهات آره / بنویس / با خون مردم بی ستاره / بنویس / از جوونی که زندانو پیشه داره / بنویس / عاقبت ماها در به دریه / اینجا ایرانه / گربه ی قلب زمینه اینجا زندگی نمی کنن ؛نفس می کشن / طعم خون برادرو از رو هوس می چشن اینجا مادر بزرگامون قصه نمیگن / آخه بچه ها دیگه ته قصه رسیدن اینجا منت و به تلاش ترجیه میدن / سر صندلی تو مترو هم درگیر میشن اینجا گوش های مردم شعار پرستن / به هم میگن پیدا نمیکنی تو هارتر از من آخه تفریح سالم جوونا سیگاریه / دخترو زمین زدن؛ از روی بیکاریه اینجا ایرانه و از بالا خوشگله ؛همین / توش که میای یه چیزایی هست ؛ مشکله نگی اینجا جای بحثای سیاسی ؛ فقط توی تاکسیه / مهندس مملکتم پشت دخل واکسیه اینجا نابغه هامون همشون بورسیه تو غربن / نخوانم برن ؛ مجبورن راضی بشن قلبن اینجا هر کی به خودش میگیره ژست سرباز / حتی پرنده ها هم ندارن حس پرواز اینجا واسه ی خودش داره هرکی قبله ای / کسی فکر تو نیست تا وقتی زنده ای کنار هر راه راست هزارتا بیراهه هستش / آینده ای نداریم چون ایران بیماره نسلش تا بخوای بجنبی ؛ پشتی ها زیرت می کنن / خیلی راحت ؛ سختی ها پیرت میکنن چشمای منه بازم میشه از غم خیس / قلمو میندازم توانی تو دستم نیست فقط با رفتن راه میشه به جایی رسید / اینجا واسه رسیدن راهی جز رفتن نیست اینجا خاک اژداد منه ؛ایران من / داره هرروز بازم میشه ویرانه تر / چرا عادت داری بالاسرت شلاق باشه / وقتی ستاره ای نداری تو شبهات آره / بنویس / با خون مردم بی ستاره / بنویس / از جوونی که زندانو پیشه داره / بنویس / عاقبت ماها در به دریه / اینجا ایرانه / گربه ی قلب زمینه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 5:3 توسط صلیب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خدایا کفر نمی گویم / پریشانم / چه می خواهی تو از جانم / مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی / خداوندا تو مسئولی / خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است / چه زجری می کشد آنکس که انسانست و از احساس سرشار است
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |